خاطره ی فرست

چهارشنبه 13 تیر 1397 10:12 ب.ظ

نویسنده: Pαиαħ

Hello
من امدم با اولین پست

راستش من توی ایام مدرسه همشششش میخواستم که این مدرسه ی گور به گوری تموم شه راحت شیم از شر معلمان رانده شده.

 °¬°ولی حالا که تاب ستون شده من ماندم و اینترنت. تهنای تهنای میون انبوهی آدمیزاد. گاهی اوقات به سرم میزنه زبونم لال زبونم لال

 مدرسه میخوام'_'.میدونم اسکوول شدمااا ولی جه کنم با غم دل. دیگه کم کم داشتم افسرده میشدم ک وب زدم.همراهیم کنین تا مرا

 نجات دهید.ببینین مدرسه ک میرفتیم کلی درس داشتیم. اونا رو میخوندیم و بعد خسته و کوفته و هلاک و مرده از خستگی میمردیم.

 ولی حالا کاری نداریم خسته شیم.بیکار بی عار بیمار خیار.

`',..,'`.هعییی مدرسه where are you? واییییی من دیگه کیم؟منو شطرنجی کنیییین #¬# والا خودمم نمیفهمم چی میگن ولی واقعا

 میفهمم. حوصله موصله کلاس پلاس رفتنم نعارم. حسش نی آخه.اوففففف. ایففففف.افففففف.خدواندا به فریاد دلم رس**کس بی کس

 تویی من مانده بی کس
به به   همه گویند من کس نداره ***خدا یار مُنه چه حاجت کس    به به. بسی زیبا. هر هر هر.هور هور هور هیر هیر هیر. هار هار هار. هَر

 هَر هَر

بیکارم خودتونین

فعلا بچیا

به پست ثابت نظر بدین

بگین ک من باحالم یا بیحال




دیدگاه : FIXED POST
آخرین ویرایش: جمعه 5 مرداد 1397 02:16 ب.ظ