هعیییی

پنجشنبه 14 تیر 1397 09:15 ب.ظ

نویسنده: Pαиαħ

سلام بچه ها.من دیگه افسرده شدم تمام شد.دیگه حوصله ندارمممم.امشب مهمونی بود اما نرفتم.ولی

 خانواده رفتن.بهشون گفتم به میزبان بگین خوابیدم.هعییی.حس میکنم رفتارم عوض شده.یکمش بخاطر

 این کلاس زبان کثافته.چون حدود 1سال و 4 ماهه ک نرفتم. همش بخاطر معلم خاک بر سرش

 بود.هیچی اون درس داد.ولی من اصن نمیدونستم معنی کلمه هاش چی میشه.بهش گفتم تیچر میشه

 دوباره توضیح بدی.ولی توضیح خوبی نداد.بعد از درسش یه راست پرسید.من که نتونستم جواب 

پرسششو بدم و در کل آبروم رفت.منم دیگه نرفتم.الان ک تابستون شده خانواده زورم میکنن ک باز 

برو.ولی من نمیتونممم. دیگه از زبان بدم اومده.هعییی.آی دل خودم وای(دارم آهنگ آی دل خودمو 

گوش میکنم)گاهی اوقات گریم میگیره. شکست عشقی هم نخوردمااا.کلا من از عشق و پسر و اینا 

دورم.دیگه هدف خاصی برا زندگی ندارم.هی فکرای بد به ذهنم میزنه.دیگه اون آدم سابق نیستم.دیگه 

حوصله هیچکیو ندارم.حوصله شوخی، حوصله دوست، حوصله نی نی وبلاگ و... یه توضیحی درباره نی 

نی وبلاگی ک گفتم بدم.من برا پسر خالم و دختر خالم تو نی نی وبلاگ وب ساختم.یعنی تا قبل از 
ساختن 
وب تو اینجا از صب تا شب توش ول بودم و منتظر نظر و لایک و دنبال کننده بودم.But الان حس و 

حالشو ندارممممم.این هم از افسردگی من.بچیا برا نطر بذارین تا از افسردگیم بکاهین.ممنون. فعلا




دیدگاه : FIXED POST
آخرین ویرایش: جمعه 5 مرداد 1397 02:15 ب.ظ